السلمي ( مترجم : حسيني )

22

ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي )

و حديث ديگرى را سفيان ثورى در محبت از وى نقل مىكند . ثورى درباره‌ى تقرب به خدا پرسيد و رابعه گفت : آنچه بنده را به خداى تعالى نزديك مىكند اين است كه بداند هيچ‌چيزى را از دنيا و آخرت جز او دوست نمىدارد . ( سلمى ، همان ) ( جامى ، همان ) غزالى هم در احياء علوم الدّين ، رابعه را در مرتبه فايزان و عاشقان حضرت حق قرار مىدهد ، آن‌ها كه جز ديدار خداى كريم آرزوى چيزى را نمىبرند . چه آن غايت سعادت‌ها و نهايت لذّت‌هاست . « از رابعه عدويه پرسيدند كه رغبت تو به بهشت چگونه است ؟ گفت : « الجار ثم الدار » يعنى نخست همسايه آن‌گاه سراى . پس اين جماعت قومىاند كه دوستى خداوند سراى ايشان را از سراى و آرايش آن مشغول كرده است . بلكه از هر چيزى كه جز اوست ، تا به حدى كه نفس‌هاى خود ، و مثال ايشان مثال عاشقى است كه به معشوق خود مولع باشد . ( غزالى ، 1377 ، ج 4 / 51 ) سلمى كه اولين كتاب خاص درباره‌ى تذكره‌ى زنان عارف را نوشته است مريم بصرى از شاگردان رابعه عدويه را زنى مىداند كه در محبت سخن گفته است . وى مىنويسد كه مريم هرگاه كه سخن از محبت مىشنيد بىخود مىشد ، و گفته‌اند كه وى در مجلسى كه از محبت سخن مىگفتند حاضر شد و در اثناء آن سخنان جان بداد . ( سلمى ، 1999 ، 85 ) ( جامى ، 1370 ، 614 ) سلمى و ابن جوزى هر دو نقل كرده‌اند كه مريم بصرى از ابتداى شب تا صبح جز اين ذكر نمىگفت : « اللّه لطيف بعباده » ( سلمى ، 1999 ، 85 ) ( ابن جوزى ، 1992 ، 200 ) جان دادن در راه حق تعالى در اثناء شنيدن سخن از محبت الهى حكايتى است كه درباره‌ى فاطمه دختر ابو بكر كتّانى هم نقل كرده‌اند . جامى